تورم چیست؟ مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 3
ضعیفعالی 

اگر کسی مقداری در مورد مسائل و مشکلات اقتصادی ایران مطالعه کند، به این مسئله پی خواهد برد که جامعه ی امروزایران کمابیش با همان مشکلات اقتصادیی روبرو ست که در رژیم سلطنتی پهلوی هم با آنها روبرو بوده است. در حقیقت چیزی که هر دوی این سیستم ها قادر به اداره ی آن نشدند، تورم درون کشور است. و این درست یکی از بزرگترین وجوه مشترک این دو سیستم میباشد. هردوی این سیستم ها، وابستگی اقتصاد ایران را به فروش نفت به بیش از 80 در صد رساندند و باین گونه به بی ثباتی جامعه دامن زدند و برای مبارزه با بی ثباتی، بجای کاهش تورم، چاره را در افزایش دیکتاتوری خود دیدند.

 

بنظر من اگر بگوئیم که حکومت پهلوی بخاطر ناتوانی خود در مبارزه با تورم شکست خورد و سرنگون شد، اشتباه نکرده ایم. چرا که تزلزل حاکمیت پهلوی در دهه ی 1970، یعنی زمانی آغاز شد که قیمت نفت بیش از 300 درصد افزایش پیدا کرد و با تکیه باین درآمد سرشار، محمد رضا شاه اداره ی تمام امور کشور را بدست خود گرفت. جالب اینجاست که در دهه ی 1960، باوجود کمی بهای نفت، دوران شکوفایی اقتصاد ایران بود و اکثر صنایع مهم و نامدار ایران هم، از خودرو سازی گرفته  تا صنایع پتروشیمی، در همین سالها پایه گذاری شدند.

 

وابستگی 80 در صدی اقتصاد ایران به فروش نفت، مبارزه با تورم را غیر ممکن میکند. اینکه ما امروزه با بالا رفتن سرسام آور قیمت خانه و زمین روبرو هستیم، تنها باین دلیل نیست که جمعیت ایران همچنان افزایش میابد و صفوف بیکاران روستائی، هر روز بیشتر از پیش به شهرهای بزرگ کوچ میکنند. بلکه بیش از هر چیز حاصل افزایش پول و حفظ مصنوعی ارزش آن نسبت به ارزهای بین المللی است. برای پی بردن به بیماری اقتصادی ایران و تاثیر آن روی فرهنگ و ساختارهای اجتماعی کشورمان، باید مسئله ی تورم را فهمید. تورم ضعف بزرگ سرمایه داریست که تا کنون بزرگترین اقتصاددانان معاصر را بخود مشغول کرده است.

در مقاله ای که ترجمه ی آنرا در اینجا میخوانید، سعی بر آن بوده است که مسئله ی پیچیده ی تورم ، به زبان ساده ای بیان شود.

 

برای چه تورم خطرناک است؟

نوشته ی کاترینه هوفمن

ترجمه ی جهان

 

در واقع سالهای آسمانی ای بودند، هر آلمانی یک میلیونر بود، یکشبه میلیاردر میشد و در انتها بیلیون ها در دست داشت. اما با آن همه پول هیچ چیزی نمیتوانست بخرد. بخاطر آنکه تمام پولی که او بوسیله ی چمدان چرخدارش بدنبال خود میکشید، ارزش خود را از دست داده بود. اغلب اینجا داستان یک نماینده ی آمریکایی تعریف میشود که در سال 1923 سفری به آلمان داشته است و با هفت دلار، چهارمیلیارد مارک امپراتوری آلمان را دریافت کرده است، برای او یک ناهار در رستوران، رقم باورنکردنی یک ونیم میلیارد مارک تمام شد، و او به پیشخدمت رستوران مبلغ چهارصد میلیون مارک انعام داد. بزرگترین تورم در آلمان، در دهه ی 1920 به سراغش آمد و بسیاری از اقشار مردم این کشور را به فقر کشاند.

 

اما تورم اصلا چیست؟

وقتی که باز هم بستنی مغازه ی ایتالیایی کنار خیابان گرانتر شده است، پر کردن باک بنزین خودرو، بخاطر بالا رفتن بهای نفت و مالیاتها گرانتر شده است و در بسته ی سوسیس با همان قیمت سابق، بجای صد گرم، هشتاد گرم گوشت وجود دارد، در این زمان تورم وجود دارد - یا حداقل زمانی که بستنی، بنزین و سوسیس در سبد مایحتاج خانواده ی عادیی قرار داشته باشند و این سبد هرروز گرانتر شود.

 

بهای کالاهای مصرفی افزایش میابند - این ساده ترین تعریف تورم است. این تعریف نادرست نیست ولی اقتصاددانان تعریف دقیقتری را ترجیح میدهند. آنها میخواهند بدانند که چرا قیمتها تورم پیدا میکنند. محققان هنوز هم معتبر پول، جواب قابل قبولی یافته اند: تورم نمودی از مقدار پول است. این درست زمانی بوجود میاید که مقدار پول سریعتر از افزایش کالاها و خدمات یک کشور افزایش پیدا میکند . در این زمان، ارزش پول کاهش میابد و درست همین امر تورم نامیده میشود، طبق نوشته ی برنده ی جایزه ی نوبل میلتون فریدمن.

 

اگر هر کسی پول چاپ کند...

این درست مثل مسئله ی گوجه فرنگی در تابستان است: اگر از این سبزی سرخرنگ، همزمان مقدار زیادی رسیده شود، این فراورده در بازار به قیمت کمی قابل خریداری خواهد بود. پول هم همینطور: هر چه بیشتر از آن وجود داشته باشد، ارزانتر میشود و قدرت خرید آن کاهش میابد.

در تابستان سال 1923 هم همینطور بود: بانک امپراتوری بطور متداوم پول بیشتری به گردش درآورد - و نه فقط او. در واقع هر کسی میخواست، پول چاپ میکرد. شرکتهای بزرگی مثل هوکست و توسن براحتی اسکناسهای جدید چاپ میکردند تا بتوانند، حقوق شاغلان خود را پرداخت کنند. ابتدا حقوق ها را هفتگی پرداخت میکردند، بعد روزانه. و آنها همیشه مقدار بیشتری میپرداختند، چون هر چه بیشتر از آن در گردش اقتصادی وارد میشد، ارزش آن بهمینگونه سریعتر کاهش میافت. سرانجام هیچکس حاضر نبود پولی در دست داشته باشد، چون پول حتا در عرض یک ساعت هم ارزش بیشتری از دست میداد.

 

کاهش ارزش پول، فنومن (نمود، پدیده) دوران مدرن نیست، این فنومن قبل از کشف پول کاغذی هم وجود داشت. گاه و بیگاه انواع مختلف حاکمان اسیر این وسوسه شده اند، که در وزن سکه ها و یا مقدار طلا و نقره آن, تقلب کنند. همچنین غارتهای استعماری نیز ارزش فلزات گرانبها را زیر فشار قرار دادند، یعنی زمانی که که کشتیهای انباشته از طلا و نقره، ناگهان از سرزمینهای دوردست بازمیگشتند و در بندر کشورخود لنگر میانداختند.

اما چرا باید پول زیاد یک لعنت باشد؟

آیا تورم در واقع -تورم بیش از حد(هایپر اینفلیشن) را ندیده بگیریم - یک حالت عادی اقتصاد نیست؟

بله، همینطور است. و خوب است که بدین گونه است. بدلیل اینکه قیمت ها بجای کاهش یافتن، کمی افزایش پیدا میکنند، تورم وظیفه ی مهمی را انجام میدهد: تورم این اجازه را میدهد که برای مثال قیمت بلیط سینما کمتر افزایش پیدا کند تا بلیط تئاتر، و این بدون آنکه بهای آنها تنزل پیدا کند

 

 

آنها فقط بشکل متفاوتی گرانتر میشوند و باین وسیله نشان میدهند که اکنون چه کالایی از محبوبیت بیشتری برخورداراست. باینصورت تورم مدرن حافظ اقتصاد است. تولیدکننده ها آگاه میشوند که تقاضا برای چه کالایی وجود دارد، چه چیزی را باید آنها بیشتر تولید کنند و چه چیزی در انتها روی دست مغازه داران خواهد ماند و بفروش نمیرسد. بدینگونه، قیمتها نشاندهنده ی کمیاب شدن هستند.

ولی وقتی تورم بوجود میاید، قیمتها درست همین خاصیت خود را از دست میدهند. وقتی روی قیمت کالاها لایه ای از تورم قرار میگیرد، دیگر تولید کنندگان و مصرف کنندگان معنی افزایش قیمت را نخواهند فهمید. اگر قیمتها با سرعت و با جهش های بزرگ تغییر پیدا کنند- مثل سال 1923 در آلمان- تولید کننده ها گیج میشوند.

 

سرمایه گذاران و بانکها کوتاه بین میشوند

دهقان نمیتواند بگوید که آیا خریداران حاضر خواهند بود که برای سیب زمینیهای او میلیونها بپردازند، بخاطر آنکه او در اثر تورم نمیداند که آیا سیب زمینی او واقعا طرفدار زیادی دارند و یا اینکه خریداران ارزیابی درستی از بسته ی کلفت اسکناس خود ندارند. اگر کنترل بر روی پول از دست برود، اقتصاد پولی از حرکت باز خواهد ماند. نگاه کردن به تابلوی قیمت ها همانقدر بی ثمر خواهد بود که نگاه کردن به نقشه ی شهری بی ثمر است، که خیابانهایش در جای غلطی رسم شده باشند.

 

 

اگر بی ارزش شدن پول غلبه کند، پول خاصیت خود را از دست میدهد. پول دیگر نمیتواند وسیله ی به رسمیت شناخته شده ی خرید باشد. در کشورهایی مثل آراژانتین و برزیل که سالها دچار تورم دو رقمی بوده اند، دلار آمریکا اهمیت یافت و برای خود بعنوان ارز دوم کشور، جایی پیدا کرد. در آلمان بعد از جنگ جهانی دوم، خریدها بوسیله ی شکر و سیگار پرداخت میشدند. اقتصادی که جلوی تورم را نمیگیرد، به بازاری برای تبادل اجناس مبدل خواهد شد. سرمایه گذاری و تولید، کمتر و کمتر خواهند شد.

 

ریشه این مشکل: زمانی که من نمیدانم که فردا، چقدر پول من، سرمایه گذاریهای من، اعتبار مالی من، بهای کالا ها و یا خدمات من ارزش خواهند داشت، دورنمای زمانی سرمایه گذاران، بانکها و مصرف کنندگان کوتاه میشود. وقتی اعتماد به اسکناس و سکه از بین میرود، تجارت به روز متمرکز میشود. سرمایه گذاری هایی که ثمر خود را در آینده نشان خواهند داد - پیدا کردن ایده، جمع آوری سرمایه، تولید کردن، فروختن- به آینده ی دور موکول میشوند. دیگر اطمینانی وجود نخواهد داشت که آنها در آینده، به اندازه ی کافی سود آور باشند. سرمایه گذار به فروشنده تبدیل میشود و جامعه نیروی تولیدی، توان اقتصادی و رفاه خود را از دست میدهد.

 

تورم به حقوق گیران صدمه میزند

همچنین بانکها هم کوتاه مدت عمل خواهند کرد. آنها برای دادن اعتبار مالی، روش های مقابله با ریسک دشواری را برقرار خواهند کرد و تمایلی به دادن اعتبارات طولانی نخواهند داشت. هیچکس نمیداند که آیا آن پولی که اکنون پرداخت میشود، در آینده هم چنان ارزشی خواهد داشت؟ قرضها گرانتر میشوند، بهره بالاتر میرود و رشد اقتصادی را متوقف خواهد کرد.

 

فقط دولت برنده ی تورم است. وزیر دارایی میداند، پول کاغذیی که او با آن مقروض شده است، چیزی بیشتر از یک قول پرداختی نیست - قولی که نتیجتا با بالا رفتن تورم ارزش کمتری پیدا خواهد کرد. اگر او قادر به پرداخت آن نباشد، طبیعتا از کاهش ارزش پول خوشنود خواهد شد: قرضی که او باید پرداخت کند، سبکتر میشود. این مسئله آشکار میکند که دولتها چندان مایل به جلوگیری از تورم نیستند.

از نظر اخلاقی تورم قبل از همه به کسانی لطمه میزند که بجز چند اوراق بها دار دولتی چیزی ندارند، کسانی که امکان گرفتن اعتبار بانکی را هم ندارند. کسی که با درآمد حاصل از کارش امرار معاش میکند، شرایط بدی خواهد داشت. ارزش حسابهای پس انداز، بیمه ی عمر و حقوق بازنشستگی کاهش پیدا خواهد کرد. تنها همه کسانی شرایط خوبی دارند که صاحب ارزشهای حقیقی هستند: املاک، طلا و زمین - واینها فقرای یک جامعه محسوب نمیشوند. باینصورت میتوان بدرستی ادعا کرد که تورم ضداجتماعی ست.

 

رقابت و سیاست ثبات اقتصادی

اکنون بی ارزش شدن پول، مثل سالهای دهه ی 1920 مسئله ای عادی نیست. تورم در بیشتر کشور های سرمایه داری از دو یا سه درصد تجاوز نکرده است. سالهایی که شرکتهایی مثل :"میله"و "فولکس واگن" قیمتها ی خود را هر سال افزایش میدادند، گذشته است. امروزه آنها هم باید مثل تولید کنند های کامپیوتر و شرکتهای هواپیمایی در مبارزه ی قیمتها شرکت کنند.

 

و این تا بجایی پیش میرود که اقتصاد دان راجر بوتل، در اواخر سالهای 90 مرگ تورم را اعلام میکند. چطور میتواند چنین اتفاقی صورت گیرد؟ در اینجا قبل از همه چیز از پیروزی بانکهای ارزی سخن گفته میشود که سیاست ثبات اقتصادی مورد اعتمادی را دنبال میکنند. تعین کننده تر اما پیروزی رقابت است: موانع مبادلات تجارتی برداشته میشوند و کالاهای ارزان از کشورهای در حال توسعه بسوی ما سرازیر میشوند.

 

رقابت قیمت ها آغاز گشته است و قدرت تولید کنندگان شکسته است. بهمین دلیل راجر بوتل معتقد است که بی ارزش شدن آهسته ی پول بپایان رسیده است، یعنی چیزی که کشورهای صنعتی با آن، از جنگ جهانی دوم تا به امروز در گیرو دار هستند. وچه خوب که این چنین است.

 

2007

  • shima

    خیلی خوب بود اما با مطالب بیشتر مراجعه کننده بیشتر. :love: :love: :love:

  • ح. جهانشاهی

    با سپاس :love:

    حق باشماست و بمرور هم مطالب بیشتر خواهند شد. باید این را هم بگم که برای من نظر دادن دوستانی مثل شما خیلی با ارزش تر هست تا بالا رفتن تعداد بازدید کننده ها.

    شاد باشین 

  • ناشناس

    ممنون مفید بود :D

  • ح. جهانشاهی

    ممنونم :D

  • ناشناس

    نههههههههههههههههههههههههههههههههههه

نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
:D:angry::angry-red::evil::idea::love::x:no-comments::ooo::pirate::?::(
:sleep::););)):0
 
 
سپتامبر 2010
دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنجشنبه جمعه شنبه یكشنبه

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

22

23

24

25

26

27

28

29

30

چرا برای پشتیبانی از ادامه فیلمها ومطالب سایت در امتیاز دادن شرکت نمیکنید؟